محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
809
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
بدان كثرت حرارت مزاج و خوردن خرما و ميوهاى كرم است و حق آن است كه مبالغه بسيار از طرفين در منافع و مضار آن بى جا است اكثر به عادت و قوت مزاج بر ميكردد و هيچ يك كلى نيستند و بيان وجوه هريك از منافع و مضار آن طولى دارد و مقام كنجايش تفصيل انها ندارد و ميرزا قاضى نوشتهاند اما جمعى كه مزاج ايشان كرم باشد اين دوا به سبب آنكه حرارت را كم ميكرداند و به سبب كمى حرارت رطوبت كم به تحليل ميرود لهذا اكاه است كه ايشان را خواب مىآورد از آن جمله شخصى را ديدم كه مزاج او كمال حرارت داشت و بدآن سبب شبها خواب نميكرد مانند كسى كه سرسام داشته باشد و اضطراب ميكرد چون دو سه شب بقهوه مداومت نمود او را خواب آمد و آن حالت زائل كشت و چون قهوه مضر قلب است اكر با مرواريد استعمال نمايند اولى است خصوص در حصبه و جدرى بعد از بروز جهت آنكه مرواريد را در حصبه و جدرى نفع تمام است و نيز استعمال آن جهت تقويت قلب با زعفران كه چند طاقه در حين طبخ در آن اندازند نيكو است و چون مسافر در وقت فرود امدن و همچنين بعد تعب و مشقت بسيار و بعد خوردن افيونيات واقع تعب و كلال و ملال و باعث شكفتكى طبع است آشاميدن چند فنجان آن و كفتهاند ناشتا و در وقت امتلا از غذا و مكرر نبايد آشاميد بلكه صبح اندك غذاى بطريق ناشتا كه بالفعل در عرف عوام مشهور به تحت القهوه است خورده بالاى آن چند پياله بياشامند و اكر خواهند معتادين بافيون و افيونيات و شبنشينان اخر روز يا بعد از نماز عشا خصوص قريب به نصف شب چند پياله بياشامند و كفتهاند مصلح آن زنجبيل و دواء المسك و نبات و كلاب و امثال اينها است شيخ داود انطاكى نوشته كه شخصى كه اراده شرب آن براى نشاط و رفع كسالت و آنچه ذكر كرديم نمايد بايد كه شربتى و روغن پسته و روغن بسيار به آن بخورد و قومى با شير ميخورند و اين خطا است و خوف برص است و احقر ميكويد كه بهترين مصلحات و طعم و رائحه آن را طيب و لذيذ ميكرداند و كريه و بد ذائقه نميسازد عنبر اشهب است پس زعفران صنعت طبخ آن آنچه حكيم مير عماد الدين محمود نوشتهاند آن است كه مقدار پنج مثقال تا ده مثقال آن را در هشتاد مثقال آب بجوشانند تا سى مثقال بماند و صاف سازند و كرم بياشامند كه سرد آن عظيم بد باشد و فاتر آن نيز خوب نيست و بدل ضرر كلى مىرساند و احداث خفقان مينمايد و اصلاح آن بادويه مذكوره و زعفران نمايند و بعد طبخ قبل از سرد شدن به زودى صافى نمايند و نكذارند كه جرم آن باز صافى و قوت آن را به خود جذب نمايد و ميرزا قاضى نوشته كه در بعضى بلاد مغز آن را بريان ميكنند يا با پوست آن را ميجوشانند و آب آن را ميخورند و در بعضى بلاد مغز آن را بريان ميكنند يا با پوست ميجوشانند و آب آن را ميخورند و در بعضى بلاد مجموع مغز با هر دو پوست آن را ميجوشانند و آب آن را ميخورند و بعضى بلاد پوستش را بريان ميكنند چنانچه نيم سوخته شود و بان تنقل مينمايند و اولى آن است كه مغز آن را با اندك پوستى بريان كرده بجوشانند و آب آن را بخورند جهت آنكه حق سبحانه تعالى در بيشتر از دواها و ميوها كه قشرى دارند خاصيت غريبى و وضع عجيبى قرار داده كه از هريك از قشر و مغز دفع مضرت ديكرى ميكنند لهذا شيخ الرئيس ميكويد كه خيار را با پوست خوردن بهتر است جهت آنكه در پوست آن جلائى است كه دفع لزوجت مغز آن را مىكند و براى اين نيز مويز را با دانه خوردن بهتر است و همچنين بسيارى از ميوها و اما اصحاب تنعم بواسطه ادراك لذت مغز را از قشر جدا مينمايند و بريان كرده كه بسرحد سوختن رسد كوبيده جوشانيده مىآشامند سبب بريان نمودن آن به آن حد كثافت جرم آن است كه بسبب سوختن لطيف مىشود و آنچه متعارف است آن است كه اول آن را بريان مىكند و بعد از آن ميكوبند به جهت آنكه زود صلايه شود اما اولى آن است كه بكوبند و بعد از آن بريان كنند و اين اكر چه اندك دشوار اما نفعش بيشتر است هرگاه درست بريان كنند اجزاى آن به يك طريق بريان نخواهد شد و اندك اختلافى در آن خواهد بود پس جزوى كه بيشتر بريانشده باشد لطيفتر از جزوى خواهد بود كه كمتر بريان شده است و اما آنچه بالفعل معمول اكثر عوام اهل بلاد مانند حرمين الشريفين زادهما اللّه تعالى شرفا و كرامة و عراق و عجم و ايران و هند است آن است كه مغز قهوه را در ظرف سفالى بدون آنكه دهنيتى بان برسانند نيكو شسته بريان مينمايند كه جزوى رنك كردد و بعضى اندك زياده پس نرم كوبيده با ده دوازده مقدار آن آب بر آتش اخكر بدين دستور مىپزند كه آب را كرم جوشان نموده در قهوهدان اندكاندك مىريزند برهم مىزنند تا نيكو مخلوط كردد و بر آتش كذاشته مىجوشانند تا كف بر سر اورد و كف آن فرو نشيند و در بين جوش دو سه مرتبه اندكاندك آب سرد بر آن مىريزند تا كف آن بريده كردد و روغن بر سر اورد پس در پيالها ريخته كرماكرم صبح و شام هر وقت صادر و واردى آيد مىآشامند چند پياله پى هم جرعه جرعه اندكاندك و اما بعض خواص دانهاى سياه فاسد آن را دور كرده پاك شسته به همان نحو بريان مينمايند كه جوزى رنك كردد و بسرحد سوختن نرسد و دانهاى كه بسيار بريان و سياه كشته چيده دور مينمايند پس اندك خرد نموده پردهء نازك اندرون آن را كه تلخى دارد افشانده دور كرده باز نرم ميكوبند و هر مقدار كه خواهند با دهء دوازده وزن آن آب صافى شيرين بدستور طبخ نموده و در بين طبخ اكر يخ و يا برف باشد بجاى آب سرد چند پارچه در آن مىاندازند و بدستور كرماكرم اندكاندك مىاندازند و بدستور كرماكرم اندكاندك مىآشامند و بعضى از صاحبان سليقه متنعم مترفه براى خوشى طعم و رائحه آن دو سه حبه عنبر را ريزه كرده در بين طبخ در آن مىاندازند تا كداخته كردد پس مىآشامند و نيز بهترين مصلحات آن است چنانچه ذكر يافت و اكر از براى بلغمى مزاجان و صاحبان سرفه معتاد بر آن سه چهار دانه فلفل درست را در بين طبخ در آن اندازند و بعد از طبخ برآورده دور نمايند و بياشامند نيز از بهترين مصلحات آن است [ بنادق البزورات ] فصل بيان بنادق البرورات بنادق البزور كه در قرحه مجارى بول مجرب است صنعت آن مغز تخم خربزه شانزده درم مغز تخم خيارين پنج درم مغز تخم كدو دو درم بزر البنج سفيد تخم خرفه مقشر از هريك دو درم تخم خطمى سفيد كثيرا نشاسته كهربا رب السوس خشخاش سفيد كل ارمنى تخم كرفس از هريك دو درم كوفته بيخته بنادق سازند شربتى يك درم بنادق البزور به نسخه ديكر صنعت آن مغز تخم خربزه دو درم مغز تخم خيارين پنج درم مغز تخم كدو و تخم خرفه مقشر از هريك سه درم خطمى سفيد مغز بادام شيرين مقشر نشاسته رب السوس تخم خشخاش سفيد كل ارمنى تخم كرفس از هريك دو درم كوفته بيخته باب سرشته بنادق سازند شربتى دو مثقال بنادق البزور ديكر نافع از براى قروح مزمنه مجارى بول صنعت آن تخم كرفس فومود و قو فطراساليون ابهل اسارون نانخواه رازيانه سنبل الطيب مغز بادام تلخ از هريك بيست درم تخم خرفه مقشر ده درم اشق سه درم اشق را در آب حل كنند و باقى ادويه را كوفته بيخته بان سرشته بنادق سازند بنادق البزور منقول از خط ميرزا محمد باقر ولد حكيم مير عماد محمود صنعت آن مغز تخم خيار بادرنك مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم خربزه از هريك پنج درم خشخاش سفيد و سياه از هريك پنج درم كرفس چهار